۱۳۹۴ سه شنبه ۸ ارديبهشت  - 2015 4 Wednesday
آرشیو خبر آمار بازدید: 1156 کد مطلب: 266  

مقاله وارده از جعفر زمانی(قیام عاشورا)

۱۳۹۱ دوشنبه ۶ آذر ساعت 12:49



سلام بر حسین ( ع )

ضمن تسلیت شهادت حضرت امام حسین ( ع ) و حضرت ابوالفضل ( ع ) و یاران آن حضرت به عموم شیعیان جهان وظیفه خود دانستم که واقعه عاشورا را بازنگری کنم  تا هدف قیام آن حضرت برای  نسل جوان و پرسشگرمان روشنتر شود .

واقعه کربلا مربوط می شود به جنگ احد . جنگی که بدون وحی خداوند بوده و تمام طراحی آن از اول تا آخر توسط  پیامبر گرامی و مشورت با جوانان صورت گرفته و در سوره آل عمران نیز مورد تائید خداوند قرار گرفته است . در مرحله اول دشمن شکست می خورد ولی عده ای  با ترک کردن تنگه  باعث شکست  نیروهای مسلمان و آسیب دیدن پیامبر می گردد بدون آنکه منجر به از هم پاشیده شدن لشکریان پیامبر شود . جالب است پیامبربرای ضد حمله از  کسانی استفاده می کنند که  باعث شکست نیروها شده بودند و در حمله تلافی جویانه  دشمن را تعقیب و شکست می دهند .

 پیامبران تا آنجا که ممکن بود از جنگ پرهیز می کردند حتی پیامبر گرامی در مدینه قانون اساسی می نویسند که همه یهودیان عشایر و قبایل و مسیحیان و بت پرستان ومسلمانان را دور هم جمع کرده و متحد می نمایند . و پیامبر حتی در روز مباهله سعی دارند همراه با خانواده با یهودیان مباهله کند تا نشان دهد که دنبال جنگ نیست .

خداوند متعال در آیه 64 سوره آل عمران به پیابر گرامی می فرمایند : قُلْ یا أَهْلَ الْکِتابِ تَعالَوْا إِلى‏ کَلِمَةٍ سَواءٍ بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَ لا نُشْرِکَ بِهِ شَیْئاً وَ لا یَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ .

ترجمه :بگو: ای اهل کتاب! بیایید به سوی سخنی که میان ما و شما یکسان است [ و همه کتاب های آسمانی و پیامبران آن را ابلاغ کردند ] که: جز خدای یگانه را نپرستیم ، و چیزی را شریک او قرار ندهیم ، و بعضی از ما بعضی را اربابانی به جای خدا نگیرد. پس اگر [ از دعوتت به این حقایق ] روی گرداندند [ تو و پیروانت ] بگویید: گواه باشید که ما [ در برابر خدا و فرمان ها و احکام او ] تسلیم هستیم .

دعوت حضرت محمد ( ص )  به نکات اشتراک با اهل کتاب یعنی پرستش خدای واحد شرک نداشتن و نگرفتن اربابان متفرقی که سر منشا امتیازهای طبقاتی هستند باعث شد که ترس بر وجود یهودیان بیافتد . یعنی پیروزی در جنگ بدون هزینه های زیاد که امام حسین ( ع ) نیز با آن آشنا بوده است . گفتمانی که در آن جان به کف وجود دارد مرگ مانند عسل شیرین است و بعد از مرگ زندگی تازه ای شروع می شود و تداوم هستی حساب می شود . خداوند در سوره آل عمران آیات 75 و 113 و از اهل کتاب کسی است که اگر او را بر مال فراوانی امین شماری ، آن را به تو بازمی گرداند و از آنان کسی است که اگر او را به یک دینار امین شماری ، آن را به تو بازنمی گرداند . [ همه اهل کتاب ] یکسان نیستند ، از اهل کتاب گروهی درستکار [ و رعایت کننده حقّ خدا و مردم ] هستند ، آیات خدا را در ساعاتی از شب می خوانند و [ به پیشگاه حق از روی تواضع و فروتنی ] سجده می کنند . این نشان می دهد که حتی در درون دشمن باید گروههای بالنده را پیدا کرد که به خدا و روز قیامت ایمان دارند و با اتحاد با آنان می توان هزینه جنگ را کمتر کرد . و این نشان می دهد که هیچ گروهی یکدست نیستند و همه را نباید با یک چشم  نگاه کرد .

امام حسین بعد از مرگ معاویه و اعلام خلافت یزید و نقض صلح نامه از طرف یزید  که در زمان امام حسن ( ع ) سلطنت نباید موروثی شود قیام کرده  و شروع به افشاگری کرد . به دستور یزید فرماندار مدینه امام را به دارالعماره فراخواند تا با یزید بیعت کند . فضای مدینه ترور و وحشت بود امام با خط مشی عدم بیعت شبانه  به زیارت قبر پیامبر ( ص ) رفته و دعای الهی رضا برضائک صبرا علی بلائک تسلیما لامرک لامعبود سوائک یا غیاث المستغیثین ( خدای من راضی به رضای تو هستم بر بلا و آزمایشت صبر می کنم تسلیم امرت هستم معبودی جز تو ندارم ای فریاد رس فریادخواهان )   را می خوانند امام حسین (ع ) نمی خواهند با ارباب متفرق مثل یزید بیعت کنند اربابانی مثل فرعون و نمرود که وقتی طغیان می کنند زمان قیام فرا می رسد فرعون می گوید انا ربکم الاعلی( سوره نازعات آیه 24 ) من پروردگار برتر شمایم . برتری جویی دیدگاه شیطان است و خداوند متعال به شیطان می گوید استکبرت ام کنت من العالین یعنی تو برتری ذاتی داری  یا استکبار می کنی و ریشه برتری جویی آمریکا و صهیونیزم از اینجا ناشی می شود . امام شبانه به مکه مهاجرت کرده و با مردم روستاها و شهرهای بین راه صحب می کند و علت عدم بیعت خود را به مردم می گوید و به جذب نیرو می پردازد با زائران مکه صحبت می کند و با فرستاده گان اهل کوفه که از او دعوت می کنند که به کوفه بیاید . امام با هوشیاری مسلم ابن عقیل را جلوتر به کوفه می فرستد تا زمینه بیعت با امام  و قیام علیه یزید را فراهم سازد . امام زمانی مکه را ترک می کند که هر آن امکان داشت وی را ترور کنند . اگر امام نیتش شهید شدن بود می توانست در مکه و یا مدینه بماند و ترور شود . امام هشتم ذیحجه  حج را ناقص رها می کند و بخاطر یک حکم اجتماعی راهی کوفه می شود .

در کوفه چه می گذشت : ابن زیاد با لشگر خود و ارتش سالاری و نظامی گری همراه با خفگان و پول پخش کردن عوام فریبی و خرید عده ای از بزرگان کوفه قیام به رهبری مسلم را سرکوب می کند و خفقان تا حدی بوده که مردم جرات نمی کردند از مسلم حمایت کنند . حتی امام با شاعر مشهور فرزدق که می گفت در کوفه  شمشیرها منتظر تو هستند ولی باز هم امام نخواستند از نیمه راه برگردند و مردم را با مزدوران یزید تنها بگذارند و مردمی که با جان و دل پذیرای امام بودند بر اثر فشار فاشیستهای یزید جرات حرف زدن ندارند . در سوره نسا آیه 75 خداوند می فرماید :

( شما را چه شده که در راه خدا و [ رهایی ] مردان و زنان و کودکان مستضعف [ ی که ستمکاران هر گونه راه چاره را بر آنان بسته اند ] نمی جنگید؟ آن مستضعفانی که همواره می گویند: پروردگارا! ما را از این شهری که اهلش ستمکارند ، بیرون ببر و از سوی خود ، سرپرستی برای ما بگمار و از جانب خود برای ما یاوری قرار ده ) .

مردم کوفه امامی را می خواهند که آنها را از غل  زنجیر دیکتاتور ابن زیاد نجات دهد . امام راهی کوفه می شود ولی لشگر حر راه را به امام می بندند . امام نامه کوفیان را نشان می دهد و می فرماید اجازه دهید اگر مردم کوفه مرا نمی خواهند بیعت خود را پس بگیرند امام می خواست از این طریق هم به رای مردم احترام بگذارد و هم اگر مردم با اختیار خود به طرف امام می آمدند سازماندهی دشمن به هم خورده و به فروپاشی می انجامید و مردم با امام بیعت می کردند و چون کوفه مرکزیت داشت قطعا امام پیروز می شدند  .

سه راهی حر :

امام حسین ( ع ) طبق آموزه های خود از پیامبر اسلام و پدرش حضرت علی ( ع )  نمی خواستند جنگ کنند . به حر می گویند اینک که نمی گذارید به کوفه بروم اجازه دهید یه مدینه باز گردم . امام با وجود کمبود آب که مسئله خیلی مهمی بوده به لشگریان حر و حتی به اسبان آنان آب می دهند این ( طبقه سازی و حر سازی ) که در دل دشمن ستون پنجم درست می شود . باید توضیح دهم که هیچوقت پیامبران و امامان کسی را مامور نمی کردند که برو در دل دشمن نفوذ کن و مثل آنها شراب بخور یا جنایت کن و یا فساد کن و برای ما هم خبر بیاور بلکه با جذب دشمن کلیه اطلاعات از دشمن بدست می آمد و هم  نیروهای دشمن به یاران با وفا تبدیل می شدند .  معاویه به یزید وصیت کرده بود که از جنگ با اهل بیت دوری کند و مطرح شدن بازگشت به مدینه عده ای از سران  را خوشحال کرد ولی شمر مخالف بود و اعتقاد داشت در صورت بازگشت امام به مدینه و عدم بیعت با یزید مردم جذب امام خواهند شد . (و نمونه آن بازگشت اسرا به مدینه که مورد استقبال عظیم مردمی شد . ) پس بازگشت به مدینه برای امام یک پیروزی بزرگ محسوب می شد . امام به حر می گویند جنگ نمی کنم بیعت هم نمی کنم و اسیر هم نمی شوم و آنان نیز می گفتند یا جنگ یا باید اسیر شوی امام راه سومی را مطرح می کند . در ماه محرم جنگ حرام می باشد ماهی که همه به حج می رفتند حجی که برای اتحاد همه ملتها نژادها و عقیده ها برابری و عدم تبعیض به ارمغان می آورد تا تمرینی باشد برای صلح و آرامش در جهان و بدست آوردن زمان به نفع امام بود که هم نیروهایش به او بپیوندند وهم لشگریان ابن زیاد یواش یواش سوالمند می شدند که امام برای چه آمده و حال که نمی خواهد بجنگد چرا نمی گذارند برگردد و این مسئله موجب جذب نیروها به امام می شد . امام 5 روز مهلت می خواهند ولی یک روز وقت می دهند ولی به آن هم عمل نمی کنند و صبح عاشورا حمله می کنند . امام به فرماندهان می فهماند وقتی نمی گذارید من به کوفه بروم پس مردم کوفه را برای جنگ علیه من بسیج کرده اید و من می خواهم با آنها صحبت کنم تا بلکه مردم کوفه متوجه شوند جنگ در ماه حرام خوب نیست و اسلام محمدی را به آنان معرفی کند . امام تنها امام کوفیان نبودند بلکه امام همه بلاد اسلامی و دشمنانش نیز بود و منحصر به قشر خاصی نبودند امام حسین ( ع ) از پدر خود یاد گرفته بود که با دشمن حرف بزند در تاریکی شب بجنگد که اگر جنگجویی خواست شکست بخورد در تاریکی شب فرار کند . شمریان وقتی دیدند امام حرها را بخود جذب می کند ترسیدند که اگر 5 روز به او مهلت دهند کل سپاه را مثل حر از دست خواهند داد و این روش موجب فروپاشی سپاه ابن زیاد می شد .

 

چرا ابن سعد را برای جنگ با امام انتخاب کردند ؟

ابن سعد پسر سعد وقاص و راوی حدیث بود . مشروب خوار نبود زیاد نمی خوابید و با گذشتن از فیلترهای زیاد به فرماندهی برگزیده شده بود ( عوام فریبی ) امام برای اینکه او را از جنگ کردن بر حذر کند فرمود اگر ابن زیاد به تو ملک ری را می دهد من بیشتر از آن را بتو می دهم ولی ایشان بخاطر ترس و اینکه آسیبی به زن و بچه هایش نرسد قبول نکردند . ابن سعد از میز ریاست نتوانست بگذرد ولی حر بین آخرت  و این دنیا آخرت را برگزید. امام می خواست ابن سعد را عضو گیری کند ولی او از میز ریاست ری نتوانست بگذرد. برخورد تعالی بخشی که امام با حر انجام می دهد امام به حر می فرمایند مادرت به عزایت بنشیند و حر وقتی می خواهد تلافی کرده و جواب دهد می بیند که مادر حسین فاطمه دختر پیامبر است و این باعث تغییر در حر و جذب به اردوگاه امام حسین می گردد .

 

شب عاشورا :

امام در شب عاشورا یاران خود را در تاریکی جمع می کند و می فرمایند به بلاد اسلامی بروند و با بازگو کردن واقعه کربلا دست به افشاگری علیه یزید بزنند و برای بقای اسلام مبلغ باشند و آنها با من کار دارند و با شما کاری ندارند . یاران امام قبول نکردند . و شهادت در میدان کربلا را بر رفتن به سایر بلاد ترجیح دادند امام حسین با حل مسئله بیعت با خود سه کار مهم انجام دادند :

اول به لحاظ تشکیلاتی همه یاران خودش را انسجام بخشید همه را یک دل و یک زبان و کادرهای ارزنده ای کرد و بعید بنظر می رسید که در دلشان سستی راه دهند یا مثل جنگ احد تنگه ای را رها کنند .

دوم اگر یاران امام به بلاد اسلامی می رفتند یک استراتژی  پیروزی داشتند چون دیکتاتورها همواره تفکرشان اینست که مردم شعور ندارند و حتما یکی آنها را فریب داده و تحریک کرده و اینجا هم امام حسین را تحریک کننده می دانستند و با بقیه کاری نداشتند و فکر می کردند اگر او را بکشند بقیه مسائل حل خواهد شد .

سوم برخورد امام با یارانش که خیلی مسئله مهمی است امام یقین دارد که فردا او را شهید خواهند کرد بنابراین تکیه خود را از یاران خود برداشته و آنان را به خدا متکی می کند . یعنی کار امامت و ولایت اینست که مردم و امت خود را رشد دهد امام خود را وسیله می داند . سوره مائده آیه 35:

    یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسیلَةَ وَ جاهِدُوا فی‏ سَبیلِهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُون (ای اهل ایمان! از خدا پروا کنید و دست آویز و وسیله ای [ از ایمان ، عمل صالح و آبروی مقرّبان درگاهش ] برای تقرّب به سوی او بجویید و در راه او جهاد کنید تا رستگار شوید )

ای گروه گروندگان تقوای قبیله ای تقوای عشایری و قومی خود را ارتقا داده و تقوای خدا را پیشه کنید و به سوی خداوند وسیله جویی کنید و اینجا امام حسین وسیله است بسوی خدا که هدف می باشد و در شب عاشورا امام همین کار را می کند و می فرماید من شفیع شما ( یک زوج بالابر و ارتقا دهنده هستم از تکیه به خودم تا تکیه به خدای متعال . در روز عاشورا یاران امام با اینکه از امام خود دور بودند ولی چون به خدا تکیه داشتند بدون هیچ خلافی  هماهنگی عجیبی بین امام و آنها برقرار بوده است . اولین شهید که مسلم بن عوسجه بود بقیه بدون هیچ تردیدی منتظر شهادت بودند .

 

خط مشی امام حسین چیست ؟

امام جنگ طلب و برانداز نظام یزید نبود اسیر دشمن هم نمی خواست بشود بلکه خط مشی امام  بیعت با مردم است .و ممکن است هزینه و شهادتی هم در کنار این راه داشته باشد . او می خواست اصلاح دین کند و جلو انحراف را گرفته و آزادی را ارتقا دهد درست است که در دموکراسی رای با اکثریت است  و قوانین نیز توسط اکثریت تصویب می شود و اقلیت نیز شاید سودی نبرده و رشدی هم نکند الان در دموکراسی نوین سرکوب اقلیت  محکوم گردیده است و این یعنی نزدیک شدن به راه امام حسین ( ع ) و افکار آزادی خواهی امام . امام حسین می گوید با کسی که از صفات خدا و از قانون اساسی زمان عدول کرده ( سلطنت یا حکومت نباید موروثی می شد و از معاویه به یزید می رسید ) بیعت نخواهم کرد وآزاد هستم که با پیروان خود صحبت کنم و بیعت کنم . و این یعنی راه تکامل و رشد و گسترش  امت واحده . بقول مرحوم طالقانی نخستین انحراف در تاریخ عدول از امت واحد و پیدایش جامعه طبقاتی بوده است .

مارکسیستها نیز که اعتقاد دارند باید به جامعه کمون اولیه برگردند باید بگویم که جامعه طبقاتی از همان جامعه کمون اولیه یا همان امت واحده بوجود آمده است و غیر از قرآن راهنمای عمل چه تضمینی وجود دارد که پس از بازگشت به جامعه دلخواه خودشان دوباره جامعه شان جامعه طبقاتی نشود . در حالیکه قیام امام حسین ارائه نمونه ای از امت واحده و تمرینی برای تشکیل جوامع امت واحده می باشد .انحراف اهل کوفه از قرآن و ترسیدن از حاکمان وقت و خیانت در بیعت با امام برای آنها هم هزینه های زیادی داشت آنها نباید در ماه حرام می جنگیدند . امام حتی یزید و شمر و ابن زیاد و .... هیچ کدام را نمی خواست  حذف کند بلکه می خواستند با برخوردشان با آنها منطق را از آنها گرفته و آنها را نیز رشد دهد .

 یاران امام در جنگ تن به تن پیروز میدان بودند امام با سه خطبه خود و زهیز و بریر با سخنرانیهای خود دست به روشنگری لشگریان دشمن زدند و دشمن وقتی دید ادامه این سخنرانیها موجب از هم پاشیدگی سپاهیان می انجامد و پیوستن حر و یارانش و زهیر بن قین دشمنان امام را به وحشت انداخته بود زهیر در خطبه اش خدا را فاروق دانسته و قرآن را فرقان ( شناخت حق از باطل ) حتی زهیر بین یزید و ابن زیاد فرق می گذارد و می گوید یزید طبق وصیت پدرش مخالف قتل حسین است . یزید و امام حسین هردو از طایفه قریش بودند . زهیر می گوید ای اهل کوفه بیایید دست حسین را در دست پسر عمش یزید بگذارید . کوفیان بهت زده می شوند . زهیز با این حرف خود بین فرماندهان سپاه اختلاف می اندازد . تا امام را از دست دشمن نجات داده و جنگی رخ ندهد ( باز هم تداوم عدم بیعت ) ابن سعد  نامه ای به ابن زیاد نوشته و می گوید امام قصد جنگ ندارد و می خواهد برگردد و او هم موافقت می کند ولی شمر مخالفت می کند و می گوید اهل بیت اگر برگردد و از معرکه خارج شود قدرت ترمیم و ساماندهی شان زیاد شده و همه را بخود جذب خواهد کرد .

 

بقای امام حسین :

اگر امام حسین برای شهادت رفت پس چرا برای زنده ماندن و رزمندگی تلاش داشت . چرا زهیربن قین برای بقای امام سعی دارد دست امام را در دست پسر عمش یزید بگذارد ؟ اگر به مسئله توحید توجه داشته باشیم یگانه پرستانی هستند که می گویند خدا از ما نمی خواهد که خود را به هلاکت بیاندازیم . و طبق سوره بقره  آیه 195 : وَ أَنْفِقُوا فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَ لا تُلْقُوا بِأَیْدیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَةِ وَ أَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنینَ ( و در راه خدا انفاق کنید و [ با ترک این کار پسندیده ، یا هزینه کردن مال در راه نامشروع ] خود را به هلاکت نیندازید ، ونیکی کنید که یقیناً خدا نیکوکاران را دوست دارد . ) و به امام می گفتند چرا با اراده خود خودت را به هلاکت می اندازی و امام در چالش با این موحدان می فرمایند عافیت طلبی مصداق هلاکت است . اگر بی تفاوت باشید یزید با این بدعت گذاری در سلطنت موروثی هم دین را نقض کرده و هم شما را به سقوط خواهد کشید . در جبهه های  نبرد علیه صدام رزمندگانی بودند که خود را روی مین انداخته یا جلو رگبار گلوله های دشمن می انداختند تا جان عده زیادی را نجات دهند و در نهایت این حرکت استراتژی موج انسانی منجر به شکست صدام شد . عده دیگری از موحدان که العان هم هستند از مرگ شتابان استقبال می کردند و اعتقاد داشتند که در دنیای دیگر با خدا ملاقات خواهند کرد . انگار خداوند در این جهان وجود ندارد و نقشی ندارد اینها خدا را سمیع و بصیر و رب العالمین نمی دانند مانند یهودیانی که وقتی مشروب می خورند روی نان را می پوشانند که که در آن دنیا شهادت ندهد یا گناهانی که کرده اند به همدیگر به آهستگی بازگو می کنند که خداوند صدای آنها را نشنود و در آن دنیا از آنها بازخواست نکند . ولی توحید امام حسین با این دو عقیده تفاوت داشت و خدا را خالق آسمان و زمین می دانست و اعتقاد داشت انسانها هر لحظه با خدا ارتباط دارند .

امام علی ( ع ) می فرمایند : خدایا طول عمر مرا بیشتر کن تا اعمال صالح بیشتری انجام دهم و توشه بیشتری برای زندگی جاودان داشته باشم . در قرآن سوره مومنون آیه 99  ( حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ ) دشمنان حق از دشمنی خود باز نمی ایستند ] تا زمانی که یکی از آنان را مرگ در رسد ، می گوید: پروردگارا! مرا [ برای جبران گناهان و تقصیرهایی که از من سر زده به دنیا ] بازگردان .

  (لَعَلِّی أَعْمَلُ صالِحاً فیما تَرَکْتُ کَلاَّ إِنَّها کَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى‏ یَوْمِ یُبْعَثُونَ 100  )

امید است در [ برابر ] آنچه [ از عمر ، مال و ثروت در دنیا ] واگذاشته ام کار شایسته ای انجام دهم. [ به او می گویند: ] این چنین نیست [ که می گویی ] بدون تردید این سخنی بی فایده است که او گوینده آن است ، و پیش رویشان برزخی است تا روزی که برانگیخته می شوند .

اگر عمر در جهت خداوند باشد طولانی بودن آن چه اشکالی دارد . این نگرش به توحید باعث بقای رزمنده می شود اینها عبادت را نه بخاطر رسیدن به بهشت و یا ترس از جهنم انجام نمی دهند بلکه عبادت را شایسته خداوند دانسته و فقط بندگی خدا را وظیفه خود می دانند و غیر خدا را ارباب خود قرار نداده و بندگی نمی کنند و راه آزادگی را طی می کنند .

نتیجه ای که ا ز قیام امام حسین (ع) می گیریم نه استراتژی بقا و عافیت طلبی و نه مرگ شتابزده ( انسانهای یک بار مصرف ) می باشد بلکه بقا و رزمندگی می باشد . یعنی برای هر لحظه زنده ماندن و زرمندگی در راه خدا تلاش کنیم .

امام حسین (ع) در خطبه ای به کوفیان می فرمایند : ما همه یک خدا و یک آئین و یک پیامبر داریم و یک امت هستیم مادام که شمشیری فرود نیاید و تعدی و تجاوزی رخ ندهد و اگر شمشیری فرود آید کار شما با سوارکاران بنی هاشم است .( متاسفانه شعار حسین حسین می دهیم ولی معیارهای وحدت را از امام حسین نمی آموزیم .) اگر لشگر این زیاد اجازه می داد امام به کوفه برود خودشان نیز به مصیبتهای بعد از واقعه عاشورا دچار نمی شدند و هیچکدام به اهداف دنیوی خود نرسیدند . هدف امام رشد و تکامل امت از راه اصلاح دین و درس آزادگی و یک نگرش نو به آزادی بود . امام به امت خود می آموزد که می توان از حاکمی مثل یزید که از قانون حق و عدالت و قانون اساسی آن زمان عدول کرده است بیعت نکرد نه اسارت را قبول داشت و نه سرکوب بلکه از مردم بیعت می خواست . این یعنی اصلاح دین . اگر چه درجنگ احد یاران پیامبر خطا و سستی کردند ولی در کربلا یاران امام بسیار منسجم و هماهنگ  که کمترین ارتباط با امام در حین جنگ را داشتند بخوبی عمل کرده و هیچ خطایی نیز از آنها سر نزده بلکه این کوفیان بودند که در ماه حرام جنگ را آغاز کردند . هم مشروعیتشان از بین رفت و هم از نظر اخلاقی و ایدئولوژیکی سقوط کردند .

در سوره بقره آیه 249 : (فَلَمَّا فَصَلَ طالُوتُ بِالْجُنُودِ قالَ إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلیکُمْ بِنَهَرٍ فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَیْسَ مِنِّی وَ مَنْ لَمْ یَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّی إِلاَّ مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِیَدِهِ فَشَرِبُوا مِنْهُ إِلاَّ قَلیلاً مِنْهُمْ فَلَمَّا جاوَزَهُ هُوَ وَ الَّذینَ آمَنُوا مَعَهُ قالُوا لا طاقَةَ لَنَا الْیَوْمَ بِجالُوتَ وَ جُنُودِهِ قالَ الَّذینَ یَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا اللَّهِ کَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کَثیرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرینَ )

ترجمه : پس زمانی که طالوت با سپاهیان [ برای جنگ با دشمن از شهر ] بیرون رفت ، گفت: بی تردید خدا شما را به وسیله نهر آبی آزمایش می کند پس هر که [ به هنگام تشنگی ] از آن [ سیر ] بنوشد ، از من نیست و هر که از آن نخورد ، از من است ، مگر کسی که با دستش کفی آب برگیرد [ که او نه از من است و نه مردود از سپاه ] . پس جز اندکی از آنان همگی از آن نوشیدند. و زمانی که او و کسانی که با او ایمان آورده بودند از نهر گذشتند ، [ گروهی از آنان ] گفتند: ما را امروز قدرت مقابله با جالوت و سپاهیانش نیست. ولی کسانی که یقین داشتند که دیدارکننده خدایند ، گفتند: چه بسا گروه اندکی که به توفیق خدا بر گروه بسیاری پیروز شدند ، و خدا باشکیبایان است.

آنهایی که به لقای خدا ایمان دارند اعتقاد دارند که چه بسا یک گروه اندک بر انبوه کافران با رعایت قوانین الهی غلبه کنند و پیروز شوند . این یعنی جلوگیری از تروریسم دموکراتیک و آسیب ندیدن دموکراسی بر مبنای اراده خداوند و سنت تکامل . هر نیرویی امکان رشد دارد و مخالف نباید سرکوب شود و حتی روش برخورد باید طوری باشد که باعث رشد و ارتقای لشگریان یزید و ابن زیاد شود و در دل نیروهای دشمن دنبال جذب کسانی باشیم که به خداوند ایمان دارند و آزاده هستند ( حر و زهیر و یارانشان ) .

در این روز عاشورا همگی دعا کنیم :  إِذْ أَوَى الْفِتْیَةُ إِلَى الْکَهْفِ فَقالُوا رَبَّنا آتِنا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً وَ هَیِّئْ لَنا مِنْ أَمْرِنا رَشَداً ( کهف آیه 10 )

ترجمه : [ یاد کن ] هنگامی را که [ آن ] جوانان در غار پناه گرفتند و گفتند: پروردگارا! رحمتی از نزد خود به ما عطا کن ، و برای ما در کارمان زمینه هدایتی فراهم آور .

خدایا دریچه های رحمتت را بر ملت ما بگشا که تو مهربان ترین مهربانانی . خدایا راه رشد و برون رفتی را دراین گزاره بسیار دردناک به ما بنما تا به موضع عکس العملی نیافتیم و از خشونت رها شویم و با دشمن خدا هم به دید رحمت بنگریم تا آنها هم به  رشد و تعالی برسند و تسلیم راه امام حسین که همان راه خداست  بشوند .

جانباز جنگ تحمیل ( جعفر زمانی )



نام :
پست الکترونیکی :
نظر شما :