۱۳۹۱ پنج شنبه ۲۸ دي  - 2013 1 Thursday
منشور کاری سراب فردا منشور کاری سراب فردا
کلام صادقانه نگاه منصفانه نقد مشفقانه
در سوگ آیت عرفان ...چله های چهارروزه //نوشته علی اسنفندیاری در سوگ آیت عرفان ...چله های چهارروزه //نوشته علی اسنفندیاری
ارتحال اندوه‌بار آیت عرفان و اخلاق آقامجتبی تهرانی رحمت الله...
نظر ارشادی آیت الله العظمی ملکوتی به سراب فردا نظر ارشادی آیت الله العظمی ملکوتی به سراب فردا
آیت الله العظمی ملکوتی:با سلام و تحیت و مسالت مزید عزت .
امام جمعه محترم و پاسخ به سه پرسش کاربران سراب فردا امام جمعه محترم و پاسخ به سه پرسش کاربران سراب فردا
با تشکر از روحیه پاسخگری حجت الاسلام اکرمی امام جمعه محترم پ...
گفتگوی اختصاصی سراب فردا با نماینده سراب گفتگوی اختصاصی سراب فردا با نماینده سراب
خانم مهناز بهمنی نماینده مردم سراب در مجلس به سئوالات سرویس ...
صریح و صمیمی با امام جمعه سراب صریح و صمیمی با امام جمعه سراب
حجت الاسلام اکرمی، امام جمعه محترم سراب در بخش صریح و صمیمی ...
یادمان علماء و مجتهدین سراب//آیت الله محمد حقی یادمان علماء و مجتهدین سراب//آیت الله محمد حقی
سراب فردا: 25 دی 1377 سالروز درگذشت عالم جلیل القدر آیت الله...
محصول عمده کشاورزان سرابی همچنان ارزان و کم مشتری محصول عمده کشاورزان سرابی همچنان ارزان و کم مشتری
مهر ماه که فرا می رسد، خبرهای سیب زمینی و میزان قیمت و تعداد...
آرشیو خبر آمار بازدید: 164 کد مطلب: 353  

ماجرای نخستین ترک زبانی که ساکن خرمشهر شد//

"محمد علی محمدی" متولد مرداد 1338 در «خرمشهر» است و متخلص به «م، ریحان». او خاطرات جالبی از انقلاب و تاسیس روزنامه جمهوری اسلامی وبه خبرنگار خبرگزاری فارس ... تعریف کرده است..اما قطعه ای از خاطرات این شاعر عزیز را که مناسبتی با امروز که سالروز کشف حجاب رضا خانی است برایمان جالب امد که ان را تقدیم شما می کنیم
۱۳۹۱ يکشنبه ۱۷ دي ساعت 13:59



ماجرای مهاجرت پدرم به خرمشهر به خاطر این که در قضایای کشف حجاب ایشان در «شربیان» که از توابع «سراب» آذربایجان شرقی است؛ در زمستان یک روز می‌بیند خانمی نشسته است سر چشمه و دارد کهنه‌‌های بچه‌اش را می‌شوید و آقای ارباب هم از روبرو می‌رسد و دست می‌اندازد و روسری این خانم را می‌کشد. خانم برای حفظ حجابش همان کهنه‌های کثیف بچه‌اش را که داشته می‌‌شسته می‌گذارد روی سرش. آقای ارباب تعرض را ادامه می‌دهد و می‌خواهد کهنه‌ها را هم از روی سرآن خانم بردارد که با مقابله‌ی پدر ما مواجه می‌شود و کشته می‌شود و این مقدمه‌ای شده بود برای مهاجرت پدر من در سال 1326 گویا یا شاید یک کمی زودتر که ایشان می‌آید به «خرمشهر» و عملا شاید اولین ترک زبانی است که به «خرمشهر» می‌آید. ...


نام :  
پست الکترونیکی :  
نظر شما :