۱۳۹۴ سه شنبه ۸ ارديبهشت  - 2015 4 Wednesday
آرشیو خبر آمار بازدید: 1048 کد مطلب: 407  

مصیبتی به نام "منصب داران بی ظرفیت"

کسی که از کاریکاتور خودش وحشت دارد ، بیمناک آن است که نکند فلان روزنامه در سرمقاله اش ، عملکرد او را زیر سؤال ببرد ، نگران خبرهای خبرگزاری ها درباره خودش هست ، می ترسد که عکس او ، هنگامی که خمیازه می کشد ، چاپ شود ، واهمه آن را دارد که فلان سایت درباره او نظرسنجی کند و نتایج مطلوبش نباشد و ... اساساً «بی جا می کند که سمت می پذیرد و صندلی اشغال می کند» و بعد هم راه می افتد و از زمین و زمان و این رسانه و آن منتقد شکایت می کند که به او نازک تر از گل گفته اند!
۱۳۹۱ يکشنبه ۱۵ بهمن ساعت 13:39




جای خالی سعه صدر "حسن حبیبی"
 
کسی که از کاریکاتور خودش وحشت دارد ، بیمناک آن است که نکند فلان روزنامه در سرمقاله اش ، عملکرد او را زیر سؤال ببرد ، نگران خبرهای خبرگزاری ها درباره خودش هست ، می ترسد که عکس او ، هنگامی که خمیازه می کشد ، چاپ شود ، واهمه آن را دارد که فلان سایت درباره او نظرسنجی کند و نتایج مطلوبش نباشد و ... اساساً «بی جا می کند که سمت می پذیرد و صندلی اشغال می کند» و بعد هم راه می افتد و از زمین و زمان و این رسانه و آن منتقد شکایت می کند که به او نازک تر از گل گفته اند!
عصرایران ؛ جعفر محمدی* - ایران در شرایطی در سوگ " سیاستمدار با اخلاق" خویش - زنده یاد دکتر حسن حبیبی - است که شماری از سیاستمداران کنونی ، بر خلاف او ، کوچکترین بهره ای از منش و سعه صدر او را ندارند.

هر چند که این قبیل افراد ، هرگز "محترم" بودنی همچون حبیبی را تجربه نخواهند کرد - و شاید هم اساساً  چنین احترامی برایشان مهم نیست! -  اما واقعیت آن است که حضور منصب دارانی که "سعه صدر" در وجودشان وجود ندارد ، باعث رنج مضاعف جامعه شده است.

یک مثال آشکار در این باب ، «شکایات واقعاً روزمره» ای است که مسؤولان و نهادهای دولتی ، از رسانه ها می کنند و اسباب اتلاف وقت دستگاه قضا و ایذاء اهل رسانه و قلم را فراهم می آورند.

طبیعتاً هر رسانه ای باید در قبال عملکرد خود پاسخگو باشد ، اما این بدان معنا نیست که مسؤولان بدان حد ، بی ظرفیت باشند که کوچکترین نقد و انتقادی را برنتابند و تا کسی در رسانه ها گفت "بالای چشمتان ابروست" ، معاونان حقوقی شان را راهی دادسرا کنند که این رسانه "سیاه نمایی" کرد و "جو ناامیدی" در جامعه ایجاد نمود و به "اشاعه اکاذیب" پرداخت و "تشویش اذهان" و ... !

حتی گاه برخی صاحب منصبان ، به خاطر یک کاریکاتور ساده ، چنان به خشم و خروش آمده اند که تا محکومیت کاریکاتوریست به شلاق از پای ننشسته اند!

مشکل عمده این قبیل دولتمردان و کرسی داران این است که بی آن که ظرفیت داشته باشند ،پست و سِمت گرفته اند. کسی که منصب های بلند پایه می گیرد ، باید بداند که هر منصبی ، لوازم خاص خود را دارد و لازمه مشترک همه مناصب ، "داشتن سعه صدر" و "ظرفیت نقد پذیری"است ، حال ممکن است بخشی از نقدها حتی وارد هم نباشد و نکته همین جاست.

کسی که سمتی را می گیرد ، باید بداند که فرق است بین او ، "وقتی در کنج خانه نشسته یا یک کارمند معمولی است" و "هنگامی که در سمتی بالاتر و مورد توجه جامعه قرار دارد".

کسی که از کاریکاتور خودش وحشت دارد ، بیمناک آن است که نکند فلان روزنامه در سرمقاله اش ، عملکرد او را زیر سؤال ببرد ، نگران خبرهای خبرگزاری ها درباره خودش هست ، می ترسد که عکس او ، هنگامی که خمیازه می کشد ، چاپ شود ، واهمه آن را دارد که فلان سایت درباره او نظرسنجی کند و نتایج مطلوبش نباشد و ... اساساً «بی جا می کند که سمت می پذیرد و صندلی اشغال می کند» و بعد هم راه می افتد و از زمین و زمان و این رسانه و آن منتقد شکایت می کند که به او نازک تر از گل گفته اند!

اگر مرحوم حبیبی هم همانند برخی مسؤولان کنونی بود، مرحوم کیومرث صابری فومنی (گل آقا) ، باید در گوشه زندان جان می سپرد و اگر دستگاه قضا می خواست به همه شکایت های مسؤولان ترتیب اثر بدهد ، هیچ روزنامه نگاری خارج از حبس نبود!

مسؤولانی که سعه صدر ندارند ، نه تنها خود را در گذر زمان ، بدنام می کنند ، بلکه با تنگ کردن عرصه بر رسانه ها ، جامعه را نیز از برکات نقد محروم می کنند.

این قبیل منصب داران بدانند که اگر مدام مورد انتقاد باشند ، بدان معنا نیست که از چشم مردم ساقط می شوند ، بلکه جدا از وارد یا وارد نبودن نقدها ، جامعه آنها را به عنوان افرادی که دلی بزرگ دارند ، خواهد ستود ، همان طور که دیروز "سعه صدر" و "شعور بالا" ی «معاون اول» مورد ستایش بود و امروز و همیشه نیز "سعه صدر" و "شعور بالا" ی «حسن حبیبی» مورد ستایش است و خواهد بود.

*سردبیر عصرایران


نام :
پست الکترونیکی :
نظر شما :