۱۳۹۲ دوشنبه ۲۵ شهريور  - 2013 9 Monday
خطری جدی تر از «ساپورت» خطری جدی تر از «ساپورت»
« عفاف » همواره در باور و بیان ما نسبت به « حجاب » مقدم بوده...
معرفی یک جوان هنرمند سرابی/حجت مبذول معرفی یک جوان هنرمند سرابی/حجت مبذول
در ادامه معرفی سرمایه های خلاق و هنری شهرمان با حجت مبذول هن...
 گفتگو با یک متخصص قلب و عروق /فشارخون با چراغ خاموش می آید گفتگو با یک متخصص قلب و عروق /فشارخون با چراغ خاموش می آید
دکتر پروانه علی اکبر زاده،متخصص قلب و عروق هم اکنون روزهای پ...
سری جدید پاسخ های حجت الاسلام اکرمی به سئوال های کاربران سری جدید پاسخ های حجت الاسلام اکرمی به سئوال های کاربران
حجت الاسلام اکرمی به بخش دیگری از سئوال های کاربران و مخاطبا...
برنامه نود شهری/موضوع خیابان ابترمانده فردوسی شرقی برنامه نود شهری/موضوع خیابان ابترمانده فردوسی شرقی
در حاشیه کلنگ زنی به دو طرح مهم شهرداری ،خیابان ابترمانده فر...
اسماعیل قهرمانی سرابی زاده ای که پیکرش هم ان دنیایی شد... اسماعیل قهرمانی سرابی زاده ای که پیکرش هم ان دنیایی شد...
اسماعیل با نیروهای گردان انصار به قربانگاه عشق رفتند.عملیات ...
آرشیو خبر آمار بازدید: 240 کد مطلب: 519  

غیبت اصول اسلامی در «کاندیدابازار» ریاست جمهوری

عصر ایران
روایات فوق صرفاً دو روایت از انبوه روایات و حکایات موجود در فرهنگ اسلامی اند که از دشواری های اخروی زمامداری سیاسی خبر می دهند. روایات بسیار دیگری نیز در فرهنگ اسلامی وجود دارند دال بر اینکه مومن تا جای ممکن باید از دویدن مشتاقانه به سمت پذیرش سمت و مسئولیت ابا کند.
۱۳۹۲ چهارشنبه ۲۱ فروردين ساعت 13:55

 

خواجه نظام الملک آورده است:چنین آمده است اندر اخبار که یوسف پیغامبر،صلوات الله علیه، چون از دنیا بیرون رفت،می آوردند او را تا اندر حظیره ابراهیم،صلوات الله علیه،نزدیک پدران او دفن کنند.جبرائیل علیه السلام بیامد،گفت: هم اینجا بدارید که آن جای او نیست،چه او را جواب ملک که رانده است،به قیامت می باید دادن.پس چون حال یوسف پیغمبر چنین باشد،بنگر تا کار دیگران چگونه بُوَد.
عصر ایران؛ اهورا جهانیان - خواجه نظام الملک در کتاب "سیاستنامه" آورده است: "چنین آمده است اندر اخبار که یوسف پیغامبر، صلوات الله علیه، چون از دنیا بیرون رفت، می آوردند او را تا اندر حظیره ابراهیم، صلوات الله علیه، نزدیک پدران او دفن کنند. مسجد
جبرائیل علیه السلام بیامد، گفت: " هم اینجا بدارید که آن جای او نیست، چه او را جواب ملک که رانده است، به قیامت می باید دادن." پس چون حال یوسف پیغمبر چنین باشد، بنگر تا کار دیگران چگونه بُوَد."

خواجه در همین کتاب می نویسد: " گویند عبدالله بن عمر بن خطاب، به وقت بیرون رفتن پدرش از دنیا، عمر بن خطاب، رضی الله عنه، پرسید که "ای پدر ترا کی بینم؟"
گفت: "بدان جهان!"
گفت: "زودتر می خواهم."
گفت: " شب اول یا شب دوم یا شب سوم، مرا در خواب بینی."
دوازده سال برآمد که او را به خواب ندید. پس از دوازده سال به خواب دید. گفت: "یا پدر نگفته بودی که پسِ سه شب ترا بینم؟"
گفت:" مشغول بودم که در سواد بغداد پلی بیران(خراب) شده بود و گماشتگان تیمارِ آبادان کردن آن نداشته بودند. گوسفندان بر آن می گذشتند. گوسفندی را بر آن پل دست به سوراخی فرو شد و بشکست. تا اکنون جواب آن می دادم!"

روایات فوق صرفاً دو روایت از انبوه روایات و حکایات موجود در فرهنگ اسلامی اند که از دشواری های اخروی زمامداری سیاسی خبر می دهند. روایات بسیار دیگری نیز در فرهنگ اسلامی وجود دارند دال بر اینکه مومن تا جای ممکن باید از دویدن مشتاقانه به سمت پذیرش سمت و مسئولیت ابا کند.

اینکه در فرهنگ اسلامی بر پرهیز از "کشف منکر" تاکید شده است ، دلیلش این است که دیدن منکر به لزوم نهی از منکر منجر می شود و کسی که وظیفه نهی از منکر بر دوش او می افتد چه بسا که در انجام وظیفه اش سستی و کاستی نشان دهد.
پس پرهیز مومن از پذیرش مسئولیت های بیش از حد، اصلی اساسی در فرهنگ اسلامی است و قدرت و مقام، که مسئولیت آورند، بالقوه موانعی  بزرگ در مسیر رستگاری مومن اند و هر کسی را پای پریدن از این موانع نیست.

با این مقدمه، بد نیست نگاهی به جامعه امروز ایران بیفکنیم. شاید این روزها کمتر کسی باشد که معتقد باشد وضعیت برخاسته از عملکرد دولت احمدی نژاد، وضعیت مطلوبی است. جز حامیان دولت، دیگران معتقدند شرایط اقتصادی و اجتماعی ایران دوران احمدی نژاد، دشواری های زیادی دارد و درست کردن این وضع نه چندان مطلوب، کار سترگی است که چه بسا کوه را کاه کند.

، در این نکته نمی توان تردید کرد که انبوه کاندیداهای ریاست جمهوری، که اینک پشت در "خانه قدرت" صف کشیده اند، می خواهند به عرصه دشواری پای نهند که "مسئولیت های خطرخیز آخرت سوز" در بر دارد.

حال سوال این است  چه تضمینی وجود دارد که دیگران کارنامه بهتری داشته باشند؟ بدون تردید تضمینی وجود ندارد و اساساً در سیاست کمتر چیزی را می توان تضمین کرد.

در فرهنگ اسلامی، این توصیه به فرد فرد مومنان یک اصل اساسی است که اگر کسی می توانست عهده دار سمتی شود، مومن راستین آن مقام و سمت را به آن شخص واگذار می کند و خودش کناره می گیرد تا خیالش از آخرتش آسوده تر باشد.

اگر چنین توصیه هایی را در کنار این اشتیاق گسترده به "رئیس جمهور شدن" بگذاریم، آیا حق نداریم که این میل وافر به ریاست جمهوری را، ناشی از "شیفتگی خدمت" ندانیم؟ یعنی واقعاً این همه چهره به صف شده برای رئیس جمهور شدن، هیچ کدامشان دیگری را صالح تر از خودش در حل مشکلات دشوار کشور نمی بیند؟

 به هر حال اگر جامعه ایران واقعا اسلامی است و رجال سیاسی آن حقیقتاً اسلامگرایانی اصولگرایند، باید بپذیرند که این اشتهای عجیب فراگیر برای نشستن بر مسند ریاست جمهوری، چندان با اصول فرهنگ اسلامی همسویی ندارد و کسانی که شاهد این "معرکه کاندیداها" هستند، حق دارند که این "کاندیدابازار" را نشانه اعراض "رجل دولت طلب" از اخلاق سیاسی مد نظر اسلام بدانند.  


نام :  
پست الکترونیکی :  
نظر شما :